در این پست از وب خودتون  و ضمن تقدیر وتشکر از یای قاری محترم وخوش ذوق که شعری از استاد بزرگوار میرزا محمد هجری را که او را  به حق می توان از شعرای برجسته و البته گمنام معاصر نامید را به ما ارسال کرده تا  با نثار صلوات بر روح آن شاعر عزیز تقدیم همه خوانندگان عزیز نماییم .


همای بخت 

جهان بر ناکسان روشن کسان را داج میبینم

نمیدانم چنین است یا که من غیقاج میبینم

فلک همدست نادانهاست نی نی نیستم کج بین

به نادانها زدانایان بسی محتاج می بینم

بیا ای شیخ خوش سیرت دمی بهتر تماشا کن

همای بخت ناکس میکند معراج می بینم

مرا حالی کن علت چیست ای زال سپید ابرو

به ناکس میدهد میگیرد از کس باج میبینم

دو فرزند است و یک مادر زهی انصاف مادر را

یکی را می دهد شکر یکی را زاج می بینم

یکی درگوشه گلخن یکی در کاخ کیوانفر

عرقچین نیست بر یک سر به یک سر تاج می بینم

دلا درناخدایی فکر در سرجمع باید کرد

برافکن لنگر کشتی به بحر امواج میبینم

در این دریای موج اور زهجری پند گیر ای دل

که بر تیر ملامت ها تو را آماج میبینم